X
تبلیغات
رایتل

ادبیات تنهایی

جمعه 24 آبان‌ماه سال 1392

این روزهای تلخ....


گفت :ماهیها چرا خونین شدند؟!

از چه دریاها چنین خونین می خورند؟!

شهد گلها از چه سمی گشته است؟

از چه رو دیوانه عاقل گشته است؟

گفت: این نیرنگها از بهر کیست؟

اینهمه تزویر و زور از بهرچیست؟

از چه جای نان آجر در کف است؟

حرف حق گفتن،زبان اندر تــَـف است؟

از چه ماران حلقه ی دام دلند؟

یاوران حق ، مشتی بیدلند؟

خاک از این ماتم به خاک افتاده است!

شاخ نخلان ساقه در خون داده است!

آسمان خون گشت و خون بگریست...وای!

رنگ آب، گلگون شد و خون ریخت...وای!

گرچه باورهای ما سنگی شده!

باور حق همچو یک ننگی شده!

گرچه نامحرم به ما محرم شده!

محرم ما سخت  نامحرم شده!

گرچه قحطی جوانمردی شده

سنت نامردمان ، مردی شده!

باز می بندیم احرام عطش

برلبان لبیک داریم و عطش!

تشنه ی یک جرعه عرفانیم ما،

یار نآید سوی ما ...فانـــیـم ما!

گفت: هیچ دانی روزگار چیست یار؟

باید اکنون با تقیــه رفت غار!

یــاعــلی گویی، سرت بردار باد،

رسم مولا همچنان بر باد ، باد!

گفت: این نامردمان مــُــشتی خرند،

آبروی دین احـــمد می برند!

نام مولا بر سجل دارند ، لیک،

دشمنی با مهـــدیش دارند ،نیک!

گفت: تکرار خطا جایز مباد،

پیروی از زور و زر جایز مباد!

لشگر دشمن به صف ایستاده است!

آی مردم...!مکر شیطان در میان سایه است!

هان بهوش ای خفتگان بعد ازین،

دین حق مویی شده در این زمین!

...

زخمی و صدچاک از روی و ریا

برزمین افتاد...دلخون، بی ریا!

...

گفت: یا مولا...زمین خون گشته است!

شاخ نرگس ، غرق در خون گشته است!

گفت: یا مولا، یارانت بخوان!

یک زبان انا فتحنا را بخوان!

ذولفقار بردار ای پور عـــلی 

کن زمین آرام...با نام عـــلی! 


یا علی

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جمعه 24 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 06:21 ب.ظ
+ بازار الکترونیکی
سلام، وقت بخیر
با گلچینی از بهترین و متنوع ترین محصولات با قیمتهای استثنایی منتظر شما هستیم.
بازار الکترونیکی، یک خرید امن و مطمئن
امتیاز: 0 0