ادبیات تنهایی

یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392

محرم می آید!


محرم رسیده!

این روزا توی کوچه خیابونای شهر که راه میری ، به راحتی متوجه تغییر فضا، میشی! همچین که عید غدیر می گذره، کم کم بساط علم و دهل و پرچم های سیاه و سبز روی کار میآن!

این روزا که توی شهر قدم میزنم متوجه فعالیتهای پرشور و حال جوونا میشم که درحال برپا کردن تکیه ها و پایگاه های برپا کننده عزاداری آقا اباعبدالله هستن! 

ازعید غدیر که گذشت و این شور و حرارت رو بین اونا برای برگزاری مراسم عزاداری می دیدم ، همش با خودم می گفتم" اینهمه عجله برای عزاداری؟! آخه چرا؟!"

با خودم فکر می کردم که هنوز تا عزای امام حسین مونده و اینا اینهمه با عجله دارن بساط سیاه رو راه میندازن! یادمه یه جا از بزرگی خوندم که تا دلیلی برای غصه خوردن نداریم، چرا شاد نباشیم! و مگه نه اینکه توی این مملکت ، با وجود اینهمه مصیبتی که هر روز برامون نو به نو می کنن، دیگه واسه ی چی اینهمه واسه عزاگرفتن عجله می کنیم!؟ یه چیز دیگه هم به ذهنم رسید! اونم اینکه ، ما مردم به اصطلاح شیعه، یه مقدار عجله بی حد و حصر هم توی این عزاداری ها داریم! اینکه الان شروع می کنیم به سیاه برپا کردن و از ده روز پیش هم نوای موزیکهای به اصطلاح محرمی از درو دیوار ماشینها بلند شده و خلاصه این مدل، ادامه داره تا...فقط و فقط ظهر عاشورا!! دقیقا تاظهر عاشورا! ناهار عاشورا رو بدون اقامه نمازش ، همه تورگ میزنن، گاهی هم یه خورده ایراد هم ازدست پخت آشپزش می گیرن یا از دیر سرو شدنش، بعدش هم...خوب ، خدارو شکر ، امسال هم امام حسین رو کشتیم و رفت احتمالا تا اربعین و بعد تا سال بعد...با وجدان آسوده میریم پی زندگیمون!!

همیشه و هرسال همینیم! به این فکر می کنم که آیا واقعا این تظاهرات ساختگی لازمه! به این فکر می کنم که بعد از اینهمه کار فکری و مطالعات انجام شده در این باب، نباید به این فکر کنیم که محرم یعنی حرام شدن جنگها و اختلافات قومی و نژادی و سیاسی! نباید یه کم به این فکر کنیم که توی این ماه های حرام دست از شعار مرگ برداریم...زبان به اهانت کردن دشمنان ببندیم...شمشیرهای آخته ابن ملجم گونه مون رو غلاف کنیم، که فقط و فقط زهرش و تیغش فرق مولا ی خودمون رو می گیره! وقتش نشده به این فکر کنیم به جای سیاه پوشی پیش از موعد که هرگز به کار مولا نمی آد، رخت سیاه از تفکرات پوسیده بگیریم، حرام کنیم،هر چه حرام حلال شده رو؛ و حلال کنیم هر چه حلال که حراممون کردن!


محرم داره میآد! 

متاسفانه سنتهای غلطی به راحتی توی جامعه مون جااندازی شده! هنوز ریشه جهل امویان و عباسیان و خوارج، در پیکره دین تحریف شده هست! سبز سبز و هر سال هم جوونه های تازه تری میزنه! هنوز قمه زنی هست...هنوز عزاداریهای یزیدگونه هست... هنوز نمازشب خونیها و اعتکاف های ابن ملجم وار هست...

هنوز اسلام ابوسفیانی هست...و متاسفانه هنوز فرزند علی مهجور همین هاست! هنوز دشمنان فرزند علی محبوبن و به نام اونها سپاه برای او می آرایند!


محرم تو راهه...وفرزند خلف امام حسین،عزادار رفتارهای ماست نه سربریده پدرش!عزادار انحرافات ما و خیانتهای پیدا و آشکار ما....عزادار شمشیرهای زهرآگین ما بر فرق عدالت!عزادار سکوت ما در برابر ظالم

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)