X
تبلیغات
رایتل

ادبیات تنهایی

دوشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1391

بچه که خوب و نفسه...!!!

کی با بچه اش این روزا مشکل نداره؟؟ لطفا هول نشین  و یکی یکی دستاتون رو بالا کنین!!  

 باهزارتا کتابی که راجع به بچه دارشدن و نحوه برخورد با بچه ها خوندیم و هزار هزار مشاوره ای که رفتیم و پول دادیم تا بهمون دوتا راهکار یاد بدن،آخرش هنوز که هنوزه نفهمیدیم که بایکی یه دونمون  تو این اوضاع و شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و ...چه جور باید تا کنیم که نه سیخ بسوزه و نه کباب!! یه وجب جا داریم اسمش "اپارتمان" که معرف حضورتونه! آقا دوشیفت سه شیفت سرکاره و خانوم هم نصف روز رو اگه خوش شانس باشیم و اگه هم که بدشانس تمام روز رو سرکاره!!هممون سرکاریم!! بچه هه این وسط کجا جا داره!شده معما! خدا حفظ کنه این مامان بزرگارو؛اگه نبودن که فکر میکنم خیلیا قید بچه و بقای نسل رو میزدن. بعدشم نوبت به خرج و مخارجش میرسه.میگن هرآنکس که دندان و ...از این حرفا ولی خود خدا هم تو این یه قلم می مونه!آخه خودتون حساب کتاب کنین می فهمین! تو مریخ که نیستین،همین جا دارین زندگی می کنین.از شیرخشک و پوشک و لباساش گرفته تا هزینه مهد و بعد مدرسه و ...!!کار از دندون و نون خیلی اونورتره!! 

درثانی اصلا بابا و مامان این طفل معصوم خونه هستن که واسش وقت بذارن و یه حرفی ،حدیثی چیزی...!روز تعطیل هم تا بچه هه میره سراغ باباهه و یه خواهش غیرمنطقی میکنه! یه ...نوش جان میکنه و دوتا ...آبدار هم میشنوه و ...این از این!روز تعطیل هم اینگونه سپری میشه! مامان جون این بخت برگشته هم احتمالا اونقدر لباس و کار عقب مونده داره که اگه این بچه جرات کنه و نزدیکش بشه دقیقا میتونم بگم  مثل برادران لبنانی و طالبانی جان برکفمون، دست به یه عملیات انتحاری زده! 

وقتی هم که بازنشسته میشیم و خبرمون میتمرگیم تو خونه ،یهو در خونه باز میشه و یه جوون باقد و بالایی رعنا از در وارد میشه که نگاهمون رو اول کاری خیره میکنه ولی همچین که میفهمیم این همون شازده پسر یا دختر خانوم گل منگولی خودمونه ،آه از نهادمون در میاد و تازه با ادعاها و توقعات و خواهشها و طرز تفکرات عجیب غریب و گاها موحششون  روبرو میشیم! 

حالا ،بیایم و این حادثه ها رو چند تاش کنیم!یعنی به جای یکی چند تا بچه بیاریم و به امون خدا رها کنیم...! 

میشه؟ خداییش من که تو همین یکی نه قلو زاییدم! باباننه ام رو دقیقه ای صدبار جلوچشام زنده میکنه! این از من!تازه کار من که تو خونه اس و نه که خیلی اروپایی حال می کنیم،عیال میرن سرکار و خلاصه اینجوریاس! وارد مقولات خصوصی بیشتر ازین نشم. 

شعار من و عیال اول ازدواجمون این بود:" بچه که خوب و نفسه  هیچیش خوبه،یکیش بسه!!" 

هنوزم شعارمون همینه.سرحرف خودمون هستیم. 

شما چطور؟؟!

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)