ادبیات تنهایی

دوشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1390

بی منظور...!

معرفت چیست؟ 

کدامین از ما هم توانیم کنیم ترجمه ای از عرفان؟  

معرفت شاید اینست 

که شکانیم دلی را به جفا. 

معرفت شاید اینست  

کودکی را بفروشیم  

به قرص نانی . 

معرفت شاید  

دل سپردن سر پیری باشد. 

معرفت شاید  

مکر ونیرنگ برادر به برادر باشد. 

یا که شاید 

معرفت 

عمق آگاهی یک گل باشد.... 

معرفت شاید اینست 

که گلی را باید در قفس داشت هنوز. 

معرفت شاید 

حبس آواز قناریست میان حلقوم. 

یا که شاید عرفان 

حکم نابخرد یک قاضی عادل باشد.... 

**** 

یا که شاید 

معرفت راز مگوییست که مولا داند 

شعر شبهای درازیست که مولا داند 

**** 

معرفت غنچه گل زیباییست 

که به هر شاخ درختی نتوانیدش یافت 

 

معرفت عطر خوش یاس کبود است 

که کمیاب و گران می یابیش 

 

یا که شاید عرفان  

چشمک شوخ و قشنگ حق است 

که به وقت غم و دلتنگی ها 

ما نمی بینیمش...

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)